تبليغاتX
رود خانه ای در بیابان

دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388

کرزی دوره ی انتصابی اش را تا دو روز آینده شروع می کند

روز پنج شنبه این هفته، کرزی دوران پنج ساله ریاست جمهوری انتصابی اش را آغاز می کند. وی که نتوانست در دور اول انتخابات آرای کافی بیاورد، بعد از انصراف دکتر عبدالله از نامزدی اش از سوی کمیسیون انتخابات به ریاست جمهوری انتصاب شد. کرزی این روزها تحت فشار زیاد است تا خواست های کشورهای دیگر را مبنی بر مبارزه با فساد قبول کند. هرچند این خواست ها می تواند مداخله تلقی شود، اما توصیه ها و هشدارهای بجایی هستند و کرزی و هر افغان باید این توصیه ها را بپذیرد، زیرا همه به صلاح افغانستان هستند.

بعد از مراسم تحلیف، نوبت به معرفی وزراء به پارلمان می رسد. هنوز معلوم نیست که چه افرادی وارد کابینه وی خواهند شد، اما آنچه معلوم است این است که کابینه تغییرات گسترده ای را به خود خواهد دید. امید اینکه این بار کرزی اشخاص لایقی را به پارلمان معرفی کند.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 10:51 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوازدهم آبان 1388

رئیس جمهور افغانستان برای 5 سال انتصاب شد

دیروز روز شکست دموکراسی در افغانستان بود. بعد از دو ماه کلنجار، مردم انتظار نتیجه یک انتخابات دموکراتیک را داشتند که به ناگاه کمیسیون انتخابات حامد کرزی را به عنوان رئیس جمهور اعلان کرد. قانون اساسی افغانستان دور دوم انتخابات را پیشبینی کرده است، اما کمیسیون انتخابات دلایل اقتصادی، امنیتی و جوی را دلیل تصمیم خود اعلان کرد. به هر حال، حامد کرزی را دیگر نمی توان رئیس جمهور منتخب نامید، بلکه وی رئیس جمهوری منتصب است که سایه اش را ملت افغانستان باید تا پنج سال دیگر تحمل کند. اما در اقدامی شگفت انگیز تر، بان کی مون که باید طلایه دار صلح و عدالت جهانی باشد، به کابل سفر کرد و اولین کسی بود که به رئیس جمهور منتصب افغانستان تبریک گفت. به این ترتیب، سازمان ملل نیز وارد معاملات مافیای قدرت شد و ارج و اعتباری را که خیلی از مردم افغانستان به آن داشتند از دست داد. به جای بود که حامد کرزی به تنهایی در دور دوم انتخابات شرکت می کرد و برنده ای سر بلند بر چوکی ریاست جمهوری تکیه می زد. این عمل کمیسیون سابقه ای بد برای آیندگان گذاشت. آینده ها به تبع همین تصمیم به آرای مردم احترام نخواهند گذاشت و به دنبال نهادهایی خواهند گشت تا آنها را بر مسند قدرت بنشاند.

به هر حال، این مصیبت بزرگ را به ملت افغانستان تسلیت می گویم و آرزو دارم روزی مردم بتوانند با رای خود سرنوشتان را رقم بزنند و دیگر بازی دست سازمان ملل، غرب و شرق و عده ای آدم خود فروخته نشوند.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 5:8 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم آبان 1388

انفجار در چهار اطراف ما

زندگی عجیبی است. هر طرف انفجار و صدای بمب. هر وقت انفجار می شود همه کوشش می کنند در جای گوشه ای بروند، نزدیک کلکلینها نباشند و همه مصروف زنگ زدن به خانواده شان هستند واز وضعیت سلامتی شان خبر می دهند. همین چند لحظه پیش صدای دو انفجار از نزدیکی محل کارمان شنیده شد، هنوز نمی دانم کجا است، ولی صدای هلی کوپترهای که در فضای کابل می چرخند خیلی نزدیک است. اخبار عاجل تلویزیون هم هر لحظه پخش می شود. همین اکنون به خبر تلویزیون که می گوید موشکی در چند صد متری دفتر ما اصابت کرده است را می شنوم. نمی دانم چه کنم، همه دلهره دارند، خود را با وبلاگ نویسی مشغول می کنم. راه بازگشت هم نیست، سرکها خطرناک تر از ساختمان ها هستند. طالبان مسئولیت حمله ها را به دوش گرفته اند. در منطقه شیرپور امروز هفت انتحار کننده به مهمانخانه سازمان ملل حمله کرده و حد اقل چهار غیر نظامی خارجی را کشته اند، اما موشکهای چند لحظه پیش به هوتل کابل سرینا اصابت کرده اند. کابل سرینا در مرکز شهر کابل قرار دارد. صدای امبولانس ها نیز هم اکنون به گوش می رسد-شاید ده ها انسان بی گناه دیگر کشته و زخمی شده باشند.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 23:26 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388

دور دوم انتخابات کمکی است به ملت سازی در افغانستان

امروز سر انجام  کمیسیون شکایات انتخاباتی افغانستان رای به باطل نمودن تعداد زیادی از آرای مربوط به حامد کرزی داد. این ابطال به سبب کاربرد گسترده تقلب از سوی طرفداران کرزی در دور اول انتخابات بوده است. بدین ترتیب، به نظر می رسد افغانستان در مدت کوتاهی شاهد دور دوم انتخابات باشد، زیرا حامد کرزی فقط توانسته است 48 درصد آرا را به خود اختصاص دهد. از این تصمیم احتمالاً بیشتر از همه کمپاین عبد الله عبد الله و جبهه ملی افغانستان خرسند خواهند بود، زیرا توانسته اند حامد کرزی را از پیروزی در دور اول باز بدارند.

دور دوم هر چند با چالش های فراوانی مواجه است، اما کمک بزرگی خواهد بود به ملت سازی در افغانستان. حامد کرزی و عبدالله عبد الله که از اقوام مختلف افغانستان نمایندگی می کنند نشان دادند که در میان همه اقوام صاحب طرفداران خود هستند و می توانند آرای مردم را بین خود تقسیم نمایند. از سوی دیگر، دور دوم انتخابات نشاندهنده این امر نیز هست که سرنوشت افغانستان را همه اقشار مردم افغانستان باید تعیین کنند و نوبت یکه تازی و دیکتاتوری قومی گذشته است. صرف نظر از اینکه برنده دور دوم انتخابات چه کسی باشد، جبهه ملی به عنوان حزب مخالف دولت قوت بیشتر خواهد گرفت، زیرا کاندید مورد نظر آنها توانسته از پیروزی کرزی در دور اول انتخابات پیشگیری نماید.

و  اما ملموس ترین نتیجه دور دوم انتخابات همانا احیای نسبی اعتماد مردم به روند انتخابات است. اگر کرزی در دور اول انتخابات پیروز میشد، اعتماد مردم، هم حامیان و هم مخالفین کرزی، به انتخابات از میان می رفت، زیرا مردم شاهد کاربرد گسترده تقلب عمدتاً از سوی حامیان کرزی بوده اند. در دور دوم انتخابات، هر دو رقیب فرصت بیشتری پیدا می کنند تا کمپاین بهتری ارائه دهند و با استخدام ناظرین بیشتر از تقلب در انتخابات پیشگیری نمایند.

 

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 11:15 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم مهر 1388

باز هم ماتم در افغانستان

باز هم قلب های زیادی شکسته شد، باز هم دختران و پسران در انتظار پدر، مادر و یا برادر خود هستند، باز هم شیون و گریه است، باز هم کودکانی بیشتر یتییم شده اند. انفجار امروز کابل خانواده های زیادی را داغ دار ساخت و افغانستان را بار دیگر در ماتم فرو برد. حد اقل هفت تن از هموطنان ما شهید و شصت و هفت نفر دیگر نیز زخمی شده اند. هدف حمله انتحاری یک موتر خارجی ها بوده، ولی قربانیان، غیر از یک پولیس، همه غیر نظامی بوده اند.

خداوند به قربانیان اجر عظیم، و به خانواده های آنها صبر جمیل اعطا کند.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 2:7 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم مهر 1388

به یاد قهار عاصی شاعر قهرمانی که امروز سالگردش شهادتش بود

درماه در ستاره

هرشب هواي كوچه دلدار ميكنم
دل را تسلي از در و ديوار ميكنم

از بسكه با خيال وي آغشه ميشوم
هر ذره را خيال سپيدار ميكنم

با جفت كفتر نه ي پر چال بام شان
از دور دور قصه ي بسيار ميكنم

آنجا براي دفع گمان بد كسان
تمثيل نقش مردم هوشيار ميكنم

نذرانه ي مراد همه سيم و زر بود
من نان گرم نذر رخ يار ميكنم

درماه، در ستاره ي شام و غروب شهر
او را تمام باغچه ديدار مي كنم

از جنس دل ز سينه دكاني گشوده ام
سرتا به پاي عشقم و بازار ميكنم

كابل ‌‌- قوس ‌- ۱۳۶۶

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 5:45 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پنجم مهر 1388

کار جدید

چند روزی می شود که کار جدیدی شروع کردم. تمرکزم بیشتر سر موضوعات مربوط به رفع خشونت علیه زنان است. هر چند من باید جنبه های حقوقی موضوعات را جستجو و ارزیابی کنم، اما در جریان کار با پدیده های تازه ای بر می خورم. در کل، از کار جدیدم خشنودم. همکاران خوبی هم دارم. تنها چیزی که مرا کمی آزار می دهد تشریفاتی بودن زیادی در داخل وزارت امور خارجه است. همه کت و شلوار دارند، و نکتائی می زنند، خیلی مودب صحبت می کنند و "صاحب، صاحب" زیاد می گویند. امید دارم کار من و همکارانم نتیجه خوبی داشته و بتواند تغییر مثبتی در زندگی زنان افغانستان ایجاد نموده و تصویر بهتری از زنان افغانستان به جهانیان معرفی بدارد.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 6:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم مهر 1388

تصمیم پارلمان مبنی بر بررسی قانون انتخابات غیر قانونی است

انتخابات افغانستان امسال صرف نظر از تقلب و مشکلات امنیتی و تخنیکی، با مشکلات قانونی نیز مواجه بود. در قدم اول، حکم قانون اساسی مبنی بر اینکه کار رئیس جمهور در اول جوزای سال پنجم ختم می شود مورد سوال قرار گرفت، و کمیسیون مستقل انتخابات استدلال کرد که به دلایل اقلیمی و امنیتی نمی تواند انتخابات در بهار بر گزار کند. موضوع دوم مشکل آفرین عدم شرایط سختگیرانه تر برای نامزدی در انتخابات بود، طوری که هر کس که شرایط خیلی ساده را پوره می کرد، می توانست در ریاست جمهوری، ولسی جرگه و یا شوراهای ولایتی خود را کاندید نماید. کمیسیون انتخابات با درک مشکلات قانونی، از پارلمان خواسته بود تا قانون انتخابات را تعدیل نماید. پارلمان نیز کار را روی قانون انتخابات از حدود دو سال پیش آغاز کرد. کمیسیون تقنین ولسی جرگه وظیفه بررسی اولیه قانون انتخابات را داشت، و این کمیسیون نیز یک کمیسیون فرعی متشکل از چهار عضو را تعیین کرد تا مشخصاً روی قانون انتخابات کار کنند. کمیسیون فرعی مجموعاً سیزده جلسه استماع عامه با اشتراک گروه های مختلف سیاسی بر گزار کرد و هم چنین نظرات متخصصین امور انتخابات را گرفت. در کل، کار این کمیسیون فرعی خیلی موفقانه پیش رفت و در نهایت نیز کمیسیون تقنین مصوبه خود را همراه با گزارش کاری کمیسیون فرعی چاپ و میان وکلا توزیع کرد.
جلسه عمومی پارلمان کار را روی قانون شروع کرد، اما با تصویب فقط قسمتی از قانون کار آن به بن بست رسید. مشکل از جائی آغاز شد که تعدادی از وکلاء، بیشتر فارسی زبانان و مخصوصاً هزاره ها، از تعلق گرفتن ده کرسی ولسی جرگه برای کوچی ها انتقاد کردند و خواهان کاهش این چوکی ها شدند. در مقابل، نمایندگان کوچی دست به دشنام زدند از این عمل آنها تعدادی از نمایندگان پشتون نیز حمایت کردند. کار به جائی نرسید، و ادامه کار بر سر قانون انتخابات مسکوت ماند. اما انتخابات اخیر نشان داد که تعدیل قانون انتخابات می توانست مشکلات زیادی را حل نماید، به همین دلیل ولسی جرگه در اولین جلسات خود بعد از انتخابات خواست روی قانون انتخابات کار را دوباره شروع کند. اما یک مشکل قانون مانع کار ولسی جرگه می شود.
قانون اساسی افغانستان گفته است که شورای ملی نمی تواند در سال آخر کاری اش در قانون انتخابات تعدیل بیاورد. منطقی هم هست، زیرا ولسی جرگه می تواند چند روز مانده به انتخابات ولسی جرگه شرایطی را وضع کند که به نفع خود وکیلان ولسی جرگه تمام شود. این که چرا عده ای از وکلاً خواهان آغاز کار روی قانون انتخابات در این زمان محدود و آن هم بعد از انتخابات هستند، خیلی معلوم نیست، اما آقای قانونی در جلسه پارلمان گفته است که تعدیل انتخابات می تواند از انارشیزم در انتخابات های آینده جلوگیری کند، و ضمناً اینکه نظر به قانون اساسی، سال پنجم تقنینی شورای ملی از حمل 1389 شروع می شود. به هر حال، هر گونه دلیلی از سوی ولسی جرگه غیر قابل توجیه است و ولسی جرگه صلاحیت قانونی ندارد تا در آخرین سال کاریش روی قانون انتخابات بحث نماید. زیرا تعریف سال تقنینی کاملاً مشخص است و ولسی جرگه کمتر از 365 روز به آخر عمرش بیشتر باقی نمانده است. برای پارلمان بهتر است خیلی قوانین دیگری را که منتظر تصویب و تعدیل هستند را تصویب و تعدیل نماید و حسرت فرصت از دست رفته را نخورد.
نوشته شده توسط شعیب تیموری در 10:22 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم مهر 1388

پیش به سوی انتخابات

در و دیوارهای شهر رنگین و منقش شده اند. پوسترهای نامزدان ریاست جمهوری و شورای ولایتی در هر کنج و کنار شهر دیده می شوند. دیدن تبلیغات انتخاباتی برایم احساس دیگری می دهد، احساس دگرگونی، خوشی و غرور. انتخابات دیگر پدیده تازه و نا شناخته ای برای مردم افغانستان نیست. ما حالا می دانیم که می توانیم سر نوشت خود را خود رقم بزنیم و نوبت دیکتاتورها و انتقال موروثی قدرت سپری شده است.
رقابت های انتخاباتی مدرن تر شده اند. هر نامزد تا جائی که توانسته کوشش کرده بهترین تصویر خود را برای مردم به نمایش بگذارد. در این میان زنان سبقت جسته و آراسته، آرایش شده و با لبخندها و اکت هایی شبه-سینمائی پوسترهای خود را چاپ کرده اند.
شعارها مشابه اند. همه نامزدان قصد دارند تا تمام مشکلات فرا راه امنیت، عدالت اجتماعی، اسقلال، حاکمیت ملی، اقتصاد و غیره غیره را حل کنند. اما در این میان هستند نامزد هائی که کوتاه گفته اند و کوشش کرده اند آنچه از دستشان می آید را به مردم قول دهند.
با اینکه تعدادی زیادی از مردم منتظر انتخابات اند، و از نامزدان مورد نظر خود حمایت و تبلیغ می کنند، عده ای هم انتقاد می کنند. تعدد کاندیداها باعث شده تا منتقدین از سردرگمی مردم هشدار بدهند. عده ای هم که به نظر می رسد از عدم تغییر در زندگی شان در چند سال گذشته شکایت دارند، وعده های نامزدان را توخالی و در حد یک وعده می دانند.
با این حال، خوشحال هستم، چون می بینم تعداد زیادی از جوانان نامزد شورای ولایتی شده اند. این امر نشان دهنده علاقه جوانان به رقم زدن سرنوشت سیاسی و امید به تغییر است. نمی توانم با تعدد کاندیداها نیز مخالف باشم. عقیده دارم که هر کس را که مردم دوست داشته باشند، به او رای می دهند نباید این حق را به بهانه های مختلف از مردم گرفت. تعدد کاندیداها بر رقابت میان نامزدان می افزاید و مردم می توانند بهترین نامزد مورد نظر خود را پیدا کنند. با گذشت زمان شعور سیاسی مردم بیشتر شده و آنهائی که توانائی کار در پست های انتخابی را نداشته باشند یا حمایت مردم را با خود نداشته باشند، اصلاً وارد کارزار انتخاباتی نخواهند شد.
شور و هیجان انتخاباتی در رسانه ها نیز موج می زند. در دو انتخابات قبلی تبلیغات خیلی ساده بود، اما حالا تا اندازه ای مدرن و پیچیده شده است. این بار تبلیغات تلویزیونی به مهمترین وسیله تبلیغاتی نامزدان ریاست جمهوری بدل شده است. مناظرات تلویزیونی هیجان انتخاباتی را بیشتر کرده است. روز نامه ها و صفحات انترنتی نیز مستثناء نیستند. تعدادی از نامزدان ریاست جمهوری برای مبارزات انتخاباتی خود وبسایت ساخته اند که به شکل منظم بروز می شوند. از یوتیوب و شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک به شکل گسترده استفاده می شود. حتی رنگها نیز به کارزار تبلیغاتی کاندیداها راه یافته است.
از اینکه برای سومین بار به پای صندوق رای می روم خوشحالم. حق رای را موهبتی می دانم که همه مان باید با رفتن به پای صندوق های رای قدرش کنیم. اما باید متوجه باشیم تا بهترین نامزد را انتخاب کنیم. پوسترهای پر زرق و برق، تبلیغات تلویزیونی، سخنرانی های پر حرارت و مناظرات نامزدان همه وسایلی اند تا ما با نامزدها و برنامه هایشان آشنا شویم و بهرین نامزد را انتخاب کنیم.
در انتخابات شرکت خواهم کرد. به کسی رای خواهم داد که برنامه هایش را برای کشورم مفید بیابم. شناخت از شخصیت و برنامه های نامزدها لازم است، زیرا با شرکت در انتخابات، سرنوشت خود را رقم می زنیم.
نوشته شده توسط شعیب تیموری در 10:21 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم مهر 1388

اسماعیل خان هم از کرزی حمایت می کند

با نزدیک شدن انتخابات افغانستان، بازار حمایت از نامزدان ریاست جمهوری نیز داغ شده است. هر نامزد در تلاش این است تا سایر نامزدان را به نفع خود از انتخابات منصرف سازد، و هم چنین حمایت رهبران قومی، دینی و منطقوی را بدست آورد. در این میان، حامد کرزی از همه بیشتر سبقت گرفته و تا توانسته با معاملات کوچک و بزرگ حمایت تعدادی از بزرگان قومی و متنفذین را بدست آورد. شاید مهمترین این افراد محمد قسیم فهیم، کریم خلیلی، محمد محقق، رشید دستوم، رسول سیاف، سید جعفر رهبر اسماعیلیه های افغانستان گل آغای شیر زوی باشد. دکتر عبد الله نیز توانسته حمایت تعدادی دیگر از متنفذین را بدست آورد. محمد عطا نور، برهان الدین ربانی، سید اسحاق گیلانی، نمایندگان هزاره در پارلمان، عرفانی، اکبری و تعدادی از سر کردگان حزب جنبش ملی در قطار حمایت کنندگان او هستند. تا اکنون اسماعیل خان غائب بزرگ این معرکه است.
هر چند احتمال دارد پست دولتی اسماعیل مانع این شده باشد تا وی علناً از کسی حمایت کند، ولی یقییناً که وی در حال سبک و سنگین کردن گزینه های متعدد بوده است. انتخاب منطقی و قابل انتظار از اسماعیل این است تا وی حمایت خود را از دکتر عبدالله که از طرف جبهه ملی مورد حمایت است اعلان نماید، زیرا اسماعیل خان از جمله اعضای عمده این جبهه است. بر علاوه، سابقه جهادی اسماعیل خان نیز بیشتر با عبد الله نزدیکی دارد تا کرزی. اما آوازه ها حکایت از این دارد که وی با کرزی وارد معامله شده و در روزهای آینده حمایت خود را از وی اعلان خواهد کرد. تعدادی از وب سایتهای هرات نوشته اند که تعداد زیادی پوسترهای کرزی به همراه دکتر اسپنتا و اسماعیل خان آماده شده است و با آمدن کرزی به هرات در میان مردم توزیع می گردد. در همین روز، اسماعیل خان حمایت خود را از کرزی اعلان خواهد کرد. اما آیا اسماعیل خان دست به کار درستی می زند؟
اسماعیل خان در بین مردم هرات هواداران زیادی دارد. این هواخواهی بیشتر ناشی از نقش اسماعیل خان در مبارزه با نیروهای شوروی و گروه طالبان و هم چنین مدیریت قوی او در بازسازی هرات در دوره دوم ولایت او در هرات می باشد. واقعیت این است که از زمانی که اسماعیل خان از مقام ولایت هرات بر کنار شد، بازسازی در هرات افت داشته و هرگز برای مردم هرات قناعت بخش نبوده است. در زمان بر کناری اسماعیل خان از ولایت، مردم زیادی به سرکها ریختند و حتی با نظامیان آمریکائی در گیر شدند که منجر به کشته شدن تعدادی از مردم گردید. قبل از آن، هرات از طرف، از جنوب توسط امان الله قوماندان پشتون شیندند، از شمال توسط ظاهر نائب زاده و از شرف نیز توسط حامیان ملا خداداد مورد حمله قرار گرفت، تا اینکه زلمی خلیلزاد پا در میانی کرد و آتش فتنه را به نفع کرزی و به قیمت بر کناری اسماعیل خان خاموش کرد. قبل بر این نیز اسماعیل خان پسر بزرگش میرویس صادق را به وسیله ظاهر نائب زاده قوماندان که مورد حمایت کرزی بود از دست داد. پس از آن، اسماعیل خان اذعان کرد که در این حوادث دولت مرکزی به رهبری کرزی دست داشته است، چیزی که مورد تائید تحلیل گران مخالف اسماعیل خان از جمله دکتر اسپتنا نیز قرار گرفت. با در نظر داشت این واقعات، پیوستن اسماعیل خان به حکومت کرزی از همان اول عجیب به نظر می رسید، اما او هرگز از کرزی علناً حمایت نکرد و با اینکه در انتخابات قبلی از یونس قانونی هم حمایت نکرد، حامیان خود را اجازه داد تا به شکل گسترده به نفع قانونی فعالیت نمایند. اگر اسماعیل خان از کرزی در انتخابات علناً حمایت کند، باعث افت شخصیت وی در هرات می گردد.
در اولین گام، اسماعیل خان خود را با کسانی مثل ملا خداداد برابر خواهد کرد و با آنها در یک جبهه قرار می گیرد. این چیزی است که مردم هرات از اسماعیل خان انتظار ندارند. در قدم دوم برای مردم هرات سوال خلق خواهد شد که اسماعیل خان به چه قیمتی با کرزی معامله کرده تا از وی حمایت کند حمایت اسماعیل خان از کرزی به معنی تائید پالیسی های کرزی در مورد هرات است، این در حالی است که وضعیت کنونی به هیچ وجه مورد قبول مردم هرات نیست. وضعیت امنیتی در بدترین شکل آن وجود دارد. مردم از ترس اختطاف ها و دزدی ها آرام نیستند، و در سه سال اخیر هرات شاهد دو اعتصاب سر تاسری بوده است. برای مردم هرات سوال خلق می شود که اسماعیل خان آنها را به چه قیمت در معامله گذاشته است. آیا مردم هرات خود نمی دانند که چه کنند و به چه شخصی رای دهند که بعداً اسماعیل خان به نمایندگی از مردم از کرزی حمایت کند؟ آیا مردم از این پس نیز به سوی اسماعیل خان به عنوان یک رهبر خواهند دید یا یک معامله گر؟ و آیا هیچ تضمینی وجود دارد که مردم هرات از اسماعیل خان پیروی کنند و واقعاً رایشان را به نفع کرزی به صندوق بیندازند؟
مردم هرات به آن حد شعور سیاسی رسیده اند تا در موضوع مهمی مثل انتخابات چگونه تصمیم بگیرند و شاید ضرورت اینکه کسی دیگر به نمایندگی از مردم هرات از یک نامزد حمایت کند وجود نداشته باشد. شاید بهترین گزینه برای اسماعیل خان این باشد تا سکوت خود را در مورد انتخابات ادامه دهد، تا نه موقفش در میان مردم هرات از بین برود، و نه هم در صورت پیروزی کرزی، وزارتش از دست.
نوشته شده توسط شعیب تیموری در 10:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم مرداد 1388

سود اشرف غنی احمد زی از انصراف به نفع کرزی

حتی قبل از اختتام مهلت ثبت نام برای نامزدی ریاست جمهوری افغانستان، بر نامه صرف نظر کردن از نامزدی خود به نفع نامزدان دیگر آغاز گردید. گل آغا شیر زوی، والی ننگرهار، که گفته می شد یکی از نامزدان احتمالی ریاست جمهوری است و حتی حمایت باراک اوباما را نیز با خود دارد به نفع کرزی از نامزدی اش انصراف داد. علی احمد جلالی و انور الحق احدی نیز بدون اینکه از کسی حمایت کنند،  چنین کردند. از 41 نامزد باقیمانده تا حال 4 تن آنها از نامزدی خود به نفع نامزدان دیگر کنار رفتند که این اقدام چندان هم قابل توجه نبوده است، زیرا این 4 نامزد اشخاصی مشهور و با قدرت در صحنه سیاسی افغانستان به حساب نمی آمدند و توقع هم نمی رفت تا آرای زیادی بدست آورند. در این میان آوازه هائی نیز از انصراف نامزدان پیشتاز به نفع نامزد پیشتاز دیگر بگوش می رسد. باری شنیده شد که کرزی به نفع عبدالله کنار می رود، یا اینکه ع%�ین المللی، وی یکی از رقبای اصلی کرزی به شمار می رود. شاید همین نکته بوده است که کرزی به گفته آقای احمد زی �8��%A مرتبه با وی تماس شده تا از نامزدی اش به نفع کرزی بگذرد و در عوض پست مهم ریاست اجرایوی را بدست آورد. هر چند تف حال، آقای احمد زی احتمال پیوستنش را به کرزی رد نموده است و معلوم هم نیست که پست ریاست اجرایوی به اساس قانو� ا�ساسی افغانستان چه موقف حقوقی می تواند داشته باشد.  

 

به نظر می رسد که کرزی از جایگاه خود در میان مردم مطمئن نیست و به همین علت تلاش کرده با هر متنفذ، بزرگ قومی، قوماندان سابق و یا رهبر دینی معامله نموده، وعده وزارت و ولایت بدهد و حتی بزرگترین قاچاق بران مواد مخدر را عفو و رها نماید تا از این طریق بتواند آرای مردم طرفدار افراد مذکور را بدست آورد. با این حال، بی کاری، فساد در حکومت، بی امنیتی و نبود یک بر نامه مدیریتی درست برای کشور باعث شده تا کرزی نتواند روی آرایی که این رهبران و متنفذین قولشان را داده اند حساب کند. به همین لحاظ، کرزی در فکر راه جایگزین افتاده و در پی این است تا یکی از عمده ترین رقبای خود را در کنار خود آورده و عرصه را بر رقیب قدرمتند خود دکتر عبدالله تنگ بسازد. اشرف غنی احمد زی می تواند به شکل گسترده آرای کرزی را که بیشتر از مناطق پشتون نشین جنوب و شرق  کشور بدست می آید را به خود اختصاص دهد و مانع پیروزی کرزی حد اقل در دور اول انتخابات شود. بر علاوه، در صورت پیوستن احمد زی به کرزی، کرزی می تواند ادعا کند که از نگاه اقتصادی اشرف غنی شخص مناسبی است که می تواند در برنامه های اقتصادی حکومت آینده تغییرات عمده ای را وارد سازد. در صورت وقوع چنین سناریویی، برنده اصلی آقای کرزی است، چون توانسته قسمت بیشتر آرای جنوب را به خود اختصاص دهد. اما با�="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl">بر علاوه، سیستم کنونی حکومتی کاملاً آغشته به فساد است و آوردن تغییر در آن کار ساD9�ۈ7 ای نیست. اشرف غنی که فقط جزئی از این نوع سیستم خواهد بود، نمی تواند و نه هم قانون برایش این اجازه را داده �Cر%Dت تا بجای رئیس جمهور دست به مبارزه علیه فساد در تمام سطوح دولتی بزند. شخص کرزی نیز که در طی هشت سال گذشته ث�%ر�%8� ساخته است که تمایل و توانائی مبارزه با فساد را ندارد. در این صورت شعار مبارزه و ریشه کردن فساد اشرف غنی ند �%2 تحقق نخواهد یافت.

موضوع دیگر که �%8فراد وفادار خود بسازد. به عنوان مثال، اشرف غنی احمد زی خواستار از میان بر داشتن ریاست اداره امور و وزارت اقتصاد است، چیزی که کرزی مخالف آن است. زیرا کرزی به پست هائی ضرورت دارد تا افراد مورد نظر خود را در آنها جای بدهد. در چنین سناریوئی، دست و بال اشرف غنی بسته خواهد بود و وی موفق به اجرای برنامه های خود نخواهد بود.

بر علاوه، سیستم کنونی حکومتی کاملاً آغشته به فساد است و آوردن تغییر در آن کار ساده ای نیست. اشرف غنی که فقط جزئی از این نوع سیستم خواهد بود، نمی تواند و نه هم قانون برایش این اجازه را داده است تا بجای رئیس جمهور دست به مبارزه علیه فساد در تمام سطوح دولتی بزند. شخص کرزی نیز که در طی هشت سال گذشته ثابت ساخته است که تمایل و توانائی مبارزه با فساد را ندارد. در این صورت شعار مبارزه و ریشه کردن فساد اشرف غنی نیز تحقق نخواهد یافت.

موضوع دیگر که می تواند مانع اجرای برنامه های اشرف غنی احمدی زی شود، حضور گسترده مخالفین احمدزی در تیم کرزی است. محمد قسیم فهیم، کریم خلیلی، محمد محقق، عبد الرب رسول سیاف، مجددی، عبد الرشید دستوم و تعدادی دیگر از متنفذین قومی کسانی هستند که نه تمایل به حمایت از برنامه های آقای احمد زی دارند و نه هم به او اجازه قدرتمند شدن را می دهند. کرزی در واقع، در ازای حمایت این اشخاص از او، قدرت را بین آنها تقسیم کرده است و چه بسا وزارتخانه هائی را که اشرف غنی احمد زی برای اصلاحات مهم می داند جزء مثلاً پنج وزارتخانه ای باشد که برای آقای محقق وعده داده شده است. به این دلیل نیز اشرف غنی احمدزی با پیوست به کرزی نمی تواند در پیاده کردن برنامه هایش موفق باشد.

در صورت وقوع سناریوی انصراف احمد زی به سود کرزی، طرفداران وی که کم هم نیستند، از وی دلسرد شده و شاید حاضر نباشند به حمایت خود از وی ادامه دهند. شخصیت آقای احمد زی نیز که خود را طلایه دار اصلاحات آینده می داند زیر سوال خواهد رفت زیرا با معاملاتی که کرزی بر سر حکومت آینده تا حال انجام داده است، بعید است زمینه ای برای اصلاحات وجود داشته باشد. در صورت شکست برنامه های احمد زی در حکومت کرزی، استعفای آقای احمد زی از مقام احتمالی اش دور از امکان نیست.  

 

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 0:29 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388

حمایت رهبران از نامزدان انتخابات در افغانستان: اسماعیل خان چطور؟

با نزدیک شدن انتخابات افغانستان، بازار حمایت از نامزدان ریاست جمهوری نیز داغ شده است. هر نامزد در تلاش این است تا سایر نامزدان را به نفع خود از انتخابات منصرف سازد، و هم چنین حمایت رهبران قومی، دینی و منطقوی را بدست آورد. در این میان، حامد کرزی از همه بیشتر سبقت گرفته و تا توانسته با معاملات کوچک و بزرگ حمایت تعدادی از بزرگان قومی و متنفذین را بدست آورد. شاید مهمترین این افراد محمد قسیم فهیم، کریم خلیلی، محمد محقق، رشید دستوم، رسول سیاف، سید جعفر رهبر اسماعیلیه های افغانستان گل آغای شیر زوی باشد. دکتر عبد الله نیز توانسته حمایت تعدادی دیگر از متنفذین را بدست آورد. محمد عطا نور، برهان الدین ربانی، سید اسحاق گیلانی، نمایندگان هزاره در پارلمان، عرفانی، اکبری و تعدادی از سر کردگان حزب جنبش ملی در قطار حمایت کنندگان او هستند. تا اکنون اسماعیل خان غائب بزرگ این معرکه است.

هر چند احتمال دارد پست دولتی اسماعیل مانع این شده باشد تا وی علناً از کسی حمایت کند، ولی یقییناً که وی در حال سبک و سنگین کردن گزینه های متعدد بوده است. انتخاب منطقی و قابل انتظار از اسماعیل این است تا وی حمایت خود را از دکتر عبدالله که از طرف جبهه ملی مورد حمایت است اعلان نماید، زیرا اسماعیل خان از جمله اعضای عمده این جبهه است. بر علاوه، سابقه جهادی اسماعیل خان نیز بیشتر با عبد الله نزدیکی دارد تا کرزی. اما آوازه ها حکایت از این دارد که وی با کرزی وارد معامله شده و در روزهای آینده حمایت خود را از وی اعلان خواهد کرد. تعدادی از وب سایتهای هرات نوشته اند که تعداد زیادی پوسترهای کرزی به همراه دکتر اسپنتا و اسماعیل خان آماده شده است و با آمدن کرزی به هرات در میان مردم توزیع می گردد. در همین روز، اسماعیل خان حمایت خود را از کرزی اعلان خواهد کرد. اما آیا اسماعیل خان دست به کار درستی می زند؟

اسماعیل خان در بین مردم هرات هواداران زیادی دارد. این هواخواهی بیشتر ناشی از نقش اسماعیل خان در مبارزه با نیروهای شوروی و گروه طالبان و هم چنین مدیریت قوی او در بازسازی هرات در دوره دوم ولایت او در هرات می باشد. واقعیت این است که از زمانی که اسماعیل خان از مقام ولایت هرات بر کنار شد، بازسازی در هرات افت داشته و هرگز برای مردم هرات قناعت بخش نبوده است. در زمان بر کناری اسماعیل خان از ولایت، مردم زیادی به سرکها ریختند و حتی با نظامیان آمریکائی در گیر شدند که منجر به کشته شدن تعدادی از مردم گردید. قبل از آن، هرات از طرف، از جنوب توسط امان الله قوماندان پشتون شیندند، از شمال توسط ظاهر نائب زاده و از شرف نیز توسط حامیان ملا خداداد مورد حمله قرار گرفت، تا اینکه زلمی خلیُزاد پا در میانی کرد و آتش فتنه را به نفع کرزی و به قیمت بر کناری اسماعیل خان خاموش کرد. قبل بر این نیز اسماعیل خان پسر بزرگش میرویس صادق را به وسیله ظاهر نائب زاده قوماندان که مورد حمایت کرزی بود از دست داد.  پس از آن، اسماعیل خان اذعان کرد که در این حوادث دولت مرکزی به رهبری کرزی دست داشته است، چیزی که مورد تائید تحلیل گران مخالف اسماعیل خان از جمله دکتر اسپتنا نیز قرار گرفت. با در نظر داشت این واقعات، پیوستن اسماعیل خان به حکومت کرزی از همان اول عجیب به نظر می رسید، اما او هرگز از کرزی علناً حمایت نکرد و با اینکه در انتخابات قبلی از یونس قانونی هم حمایت نکرد، حامیان خود را اجازه داد تا به شکل گسترده به نفع قانونی فعالیت نمایند. اگر اسماعیل خان از کرزی در انتخابات علناً حمایت کند، باعث افت شخصیت وی در هرات می گردد.

در اولین گام، اسماعیل خان خود را با کسانی مثل ملا خداداد برابر خواهد کرد و با آنها در یک جبهه قرار می گیرد. این چیزی است که مردم هرات از اسماعیل خان انتظار ندارند. در قدم دوم برای مردم هرات سوال خلق خواهد شد که اسماعیل خان به چه قیمتی با کرزی معامله کرده تا از وی حمایت کند حمایت اسماعیل خان از کرزی به معنی تائید پالیسی های کرزی در مورد هرات است، این در حالی است که وضعیت کنونی به هیچ وجه مورد قبول مردم هرات نیست. وضعیت امنیتی در بدترین شکل آن وجود دارد. مردم از ترس اختطاف ها و دزدی ها آرام نیستند، و در سه سال اخیر هرات شاهد دو اعتصاب سر تاسری بوده است. برای مردم هرات سوال خلق می شود که اسماعیل خان آنها را به چه قیمت در معامله گذاشته است. آیا مردم هرات خود نمی دانند که چه کنند و به چه شخصی رای دهند که بعداً اسماعیل خان به نمایندگی از مردم از کرزی حمایت کند؟ آیا مردم از این پس نیز به سوی اسماعیل خان به عنوان یک رهبر خواهند دید یا یک معامله گر؟ و آیا هیچ تضمینی وجود دارد که مردم هرات از اسماعیل خان پیروی کنند و واقعاً رایشان را به نفع کرزی به صندوق بیندازند؟

مردم هرات به آن حد شعور سیاسی رسیده اند تا در موضوع مهمی مثل انتخابات چگونه تصمیم بگیرند و شاید ضرورت اینکه کسی دیگر به نمایندگی از مردم هرات از یک نامزد حمایت کند وجود نداشته باشد. شاید بهترین گزینه برای اسماعیل خان این باشد تا سکوت خود را در مورد انتخابات ادامه دهد، تا نه موقفش در میان مردم هرات از بین برود، و نه هم در صورت پیروزی کرزی، وزارتش از دست.
نوشته شده توسط شعیب تیموری در 0:38 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم مرداد 1388

احتمال کشیده شدن انتخابات افغانستان به دور دوم زیاد است

افغانستان کشوری است که فرمانروایان آن هیچگاه به سادگی نخواسته اند از مقام خویش کنار بروند. غالباً مرگ، قتل و یا هم کودتا به عمر دولت یک حاکم اختتام بخشیده و دیگری را بر اریکه قدرت نشانده است. پنج سال پیش اما افغانستان اولین انتخابات دموکراتیک را تجربه کرد. حامد کرزی که در ادارات موقت و انتقالی به عنوان رئیس کار می کرد توانست تا از 16 رقیب خود پیشه گیرد و در دور اول انتخابات با 55 درصد آراء به حیث اولین رئیس جمهور منتخب افغانستان انتخاب شود. هر چند میزان آرای کرزی در انتخابات کم بود، ولی در کل اکثر مردم از وی حمایت می کردند و رقیب اصلی او توانسته بود فقط 17 درصد آراء را به خود اختصاص دهد. پنج سال بعد، مردم با سناریویی مواجه اند که بعضی قسمت های انتخابات قبلی را با خود همراه دارد، اما تفاوت هائی نیز به چشم می خورد.

پنج سال پیش، کرزی به عنوان نامزد پیشتاز شناخته می شد، و انتظار این نمی رفت تا کس دیگری از وی پیشی گیرد. جامعه جهانی و به ویژه آمریکا نیز به وی همکاری کرد. تعدادی از کاندیداهای فعلی در انتخابات قبلی نیز شرکت داشتند. اما تفاوت هائی نیز به چشم می خورد که می تواند انتخابات امسال را خیلی متمایز سازد. نسبت به پنج سال پیش وضعیت افغانستان خیلی خراب شده است، و مردم از نا امنی، اقتصاد خراب، فساد اداری و مواد مخدر رنج می برند، و حکومت کرزی عملاًَ ناکارآمدی خود را به اثبات رسانده است. افزون بر آن، تعداد کاندیداهای این دوره دو برابر انتخابات قبلی است، و این خود به خود چانس کرزی را در انتخابات مجدد کم می سازد. هر گاه هر کاندید فقط دو فیصد آراء را نیز بدست آورد، انتخابات به دور دوم کشیده می شود. این در حالی است که رقبای کرزی نیز کم نیستند.

داکتر عبدالله عبدالله به عنوان اصلی ترین رقیب کرزی به شمار می رود، و توانسته است تا کمپاینی منسجم تر از کرزی را اداره کند و به ولایات مختلف افغانستان سفر نماید. این سفرها باعث شده تا مردم بیشتر به برنامه های عبدالله آشنائی پیدا کنند و علاقمند رای دادن به وی گردند. حمایت کنندگان عبدالله در هرات رنگ آبی را رنگ کمپاین عبدالله انتخاب کردند، و نمایشی کم نظیر از حمایت از یک کاندید در هرات به نمایش گذاشتند. اما بر عکس، کرزی روی به بزرگان اقوام و رهبران جهادی آورده است. او با خلیلی، محقق، دستوم و فهیم کنار آمده است و کوشش نمی کند تا با مردم رو در روی قرار گیرد. بر علاوه، او فرصت طلائی حضور در برنامه مناظره تلویزون طلوع را از دست داد، و نوک انتقادهای حتی طرفداران خودش را نیز به خود متوجه ساخت.

چیز دیگری که کرزی را می تواند نگران سازد، عدم حمایت آمریکا از یک کاندید مشخص است، زیرا در انتخابات گذشته با اینکه آمریکا ادعای بی طرفی داشت، عملاً از کرزی حمایت می کرد. این بار سفیر و نماینده آمریکا در امور پاکستان و افغانستان با تعدادی از کاندیداهای سر شناس دیدار کرد، که خشم کرزی را بر انگیخت و حتی آمریکا را به حمایت داری از کاندیداهای مشخص متهم کرد.

با توجه به ناکار آئی سیاست های کرزی در هشت سال گذشته، و ادامه نا آرامی ها در جنوب که پایگاه قدرت کرزی است، احتمال اینکه انتخابات به دور دوم بکشد خیلی زیاد است. به احتمال زیاد در دور دوم کرزی مجبور است بار دیگر با دکتور عبدالله به رقابت بپردازد تا پیروز معرکه معلوم گردد. کشیده شدن انتخابات به دور دوم، هر چند از نگاه مالی زیانبار است، اما برای رشد دموکراسی اهمیت دارد. زیرا رئیس جمهور آینده می داند که حمایت اکثریت مردم را با خود ندارد و باید طبق نظر آنهائی که به او رای نداده اند نیز رفتار نماید. از سویی دیگر چانس کاندیدی که در مقابل کرزی قرار می گیرد نیز افزایش می یاید، زیرا اکثر کاندیداهائی که اکنون از کرزی انتقاد می کنند حاضر نخواهند شد تا در دور دوم از طرفداران خود بخواهند به کرزی رای دهند.

با این حال، مقامات کشور و جامعه بین المللی، خصوصاً کمیسیون انتخابات باید خیلی متوجه باشند تا از بروز تقلب جلو گیری شود، زیرا تقلب گسترده می تواند جامعه ما را بار دیگر به هرج و مرج بکشاند و داستان انتخابات ایران را در کشورمان تکرار نماید.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 1:39 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388

سرنوشت دوستم و کرزی در دستان اوباما؟

به نقل از روزنامه هشت صبح:

باراك اوباما، رييس جمهور امريكا فرمان داده است تا در مورد سرنوشت طالباني كه در جريان جنگ هاي سال 2001 در شمال افغانستان به قتل رسيده اند، تحقيق صورت گيرد. گزارش هايي كه به نقل از نيويارك تايمز و "بي بي سي" در رسانه هاي داخلي به نشر رسيده، نشان مي دهند كه باراك اوباما اظهار علاقه كرده است كه نتيجه ي اين تحقيق مورد رسيدگي قرار گيرد و عاملان آن مورد بازپرسي قرار گيرند.
با انتشار اين گزارش، اول تر از همه نگاه ها به جنرال عبدالرشيد دوستم، متحد كنوني آقاي كرزي در رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري و عضو سابق جبهه ملي دوخته شد. آقاي دوستم در سال 2001 فرماندهي نيروهاي ضد طالبان در شمال افغانستان را عهده دار بود. اكنون اين سوال پيش مي آيد كه اگر دوسيه مربوط به طالبان كشته شده در شمال افغانستان در سال 2001 مورد رسيدگي قرار گيرد، آقاي دوستم با چه سرنوشتي رو به رو خواهد گرديد؟
حال سوالي كه وجود دارد اين است كه آيا از نظر حقوقي فرمان باراك اوباما مي تواند براي افغان هاي كه در قضيه شمال دخيل قلمداد مي شوند، مسووليت آفرين باشد؟ به نظر مي رسد پاسخگويي به اين سوال با نگاه به حقوق داخلي افغانستان و حقوق بين الملل امكان پذير مي باشد.
از نظر حقوق داخلي افغانستان منشور مصالحه ملي كه در پارلمان كشور به تصويب رسيد و از سوي رييس جمهور توشيح گرديد، مداخله در جنگ هاي گذشته را عاري از مسووليت اعلام كرده است . از اين رو با استناد به حقوق داخلي افغانستان مي توان شهروندان افغانستان را از نظر دست داشتن در جريان وقايع شمال در سال 2001 غير مسوول دانست.
اما بررسي قضيه از نظر حقوق بين الملل متفاوت است. شمار زيادي از كارشناسان حقوق بين الملل كه از نظريه شموليت افراد حقيقي در قلمرو حقوق بين الملل طرفداري مي كنند، به اين نظر مي باشند كه ارتكاب برخي از جرايم  كه صورت جرمي بين المللي را به خود گرفته اند، فرد را در مظان ارتكاب جرم بين المللي قرار مي دهد كه از قابليت تعقيب برخوردار مي باشد.
برخي از جرم هاي بين المللي كه به رسميت شناخته شده اند، شامل طياره ربايي، دزدي دريايي، نقض قانون جنگ، قتل عام، نسل كشي و ... مي باشند كه به گفته ي صاحب نظران حقوق بين الملل، مرتكبين چنين جرايمي از سوي همه كشورها قابل تعقيب اند و نمي توانند مسووليت فردي شان در ارتكاب چنين اعمالي را تحت پوشش مسووليت هاي سياسي داخلي شان مخفي نمايند.
با توجه به اين مساله آنچه قابل بحث است، اين است كه ميزان جديت امريكا در رسيدگي به دوسيه ي نحوه كشته شدن طالبان در شمال افغانستان و از سوي ديگر ثابت سازي اين مساله كه آنچه در سال 2001 در شمال صورت گرفته است، شامل يكي از مصاديق جرم هاي بين المللي مي شود يا نه، مي تواند اوضاع داخلي افغانستان را نيز تحت تاثير قرار دهد.  
عبدالرشيد دوستم كه اكنون در ايتلاف با آقاي كرزي قرار گرفته است و به همراه حاجي محمد محقق، يكي از متحدان هميشگي خود به كمپاين انتخاباتي آقاي كرزي پيوسته است، در گذشته از متحدان جبهه ملي بود كه از داكتر عبدالله عبدالله در انتخابات رياست جمهوري حمايت مي كند. آقاي دوستم وقتي دوسال پيش از طرف عبدالجبار ثابت، لوي سارنوال وقت در دوسيه مربوط به منازعه ي وي با اكبر باي، مورد با بازخواست رو به رو گرديد، از سوي جبهه ملي حمايت شد. اين جبهه در برابر محاصره ي خانه عبدالرشيد دوستم از سوي سربازان پوليس ملي به شدت واكنش نشان داد.
اكنون آقاي دوستم با آقاي كرزي همسو گرديده است. اين كه آقاي كرزي از آقاي دوستم حمايت كند، هنوز روشن نشده است. زماني كه در پروسه ي ثبت نام نامزدان انتتخابات رياست جمهوري، آقاي كرزي آقاي خليلي و آقاي مارشال فهيم را به عنوان معاونان خود برگزيد، برخي گزارش هايي به نشر رسيد كه حاكي از ابراز حساسيت ها در برابر اين گزينش بود.
چندي پيش برخي از فعالين حقوق بشر به همراه كاي ايدي، نماينده خاص سرمنشي سازمان ملل در افغانستان از حضور نامزدان متهم به نقض حقوق بشر در انتخابات رياست جمهوري افغانستان اظهار نگراني كردند.
با توجه به اين حساسيت اين سوال وجود دارد كه اگر موضوع رسيدگي به دوسيه كشته شدن طالبان در سال 2001 در شمال افغانستان جدي شود، آيا آقاي كرزي در برابر آن حساسيت نشان خواهد داد؟ طبيعي است كه براي آقاي كرزي نيز تصميم گيري در اين مورد آسان نمي باشد. آقاي كرزي از يك سو نمي خواهد خود را در برابر ايالات متحده امريكا قرار دهد و از سوي ديگر از دست دادن حمايت طرفداران آقاي دوستم نيز براي وي آسان نمي باشد. به خصوص اگر اين موضوع قبل از برگزاري انتخابات مورد تعقيب قرار گيرد، حساسيت آن بيشتر خواهد بود.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 1:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و دوم تیر 1388

رای ما فرزاد است

همین که وارد اتاق شدم به نوشته ای که با رنگ آبی بر دیوار اتاق نوشته شده بود متوجه شدم "رای ما فرزاد است". از یک طرف نا راحت شدم که چرا با رنگ روغنی و به اندازه بزرگ نوشته شده است، و اما خنده ام گرفت، چون فرزاد خواهر زاده من است که هشت سال دارد و در صنف دوم مکتب است. نگرانی ام بعد از اینکه فهمیدم که چند روز بعد خانه شان را رنگ می کنند رفع شد. اما نوشتن چنین جمله ای برایم قابل تعمق بود، بخاطریکه فرزاد خودش هنوز یک کودک است و توقع نمی رود در مورد انتخابات معلومات زیادی داشته باشد. وقتی از او پرسیدم که کاندیدای ریاست جمهوری هستی یا شورای ولایتی، با خنده گفت که کاندید شورای ولایتی، شاید خودش متوجه شده بود که ریاست جمهوری کار کودکان نیست و بهتر است که به همان اندک که شورای ولایتی باشد قناعت کند. این موضوع برایم نشان دهنده چندین چیز بود: اول اینکه دانش سیاسی مردم ما بالا رفته است تا جائیکه کودکان خورد سال هم در مورد انتخابات می دانند و به آن توجه می کنند. و این شاید از برکت رسانه ها باشد که در افغانستان نقش گسترده ای در آگاهی دهی مردم دارند. اما در قدم دوم متوجه این نکته شدم که چقدر شعارهای انتخاباتی پوچ و بی معنی می تواند باشد. شبیه این جمله "رای ما فلانی است" در شهر و روستاها زیاد به نظر می رسد، که البته باید واضح ساخت که جمله اشتباهی است. شعارهای کاندیداها معمولاً واهی و بالاتر از ظرفیت پستی است که شخص خود را به آن کاندید کرده است. مثلاً شعار های اکثر کاندیداهای شورای ولایتی شامل موضوعاتی مثل امنیت کامل، عدالت اجتماعی، بازسازی و استقلال ملی هستند. آیا این موضوعات ارتباط زیادی به وظایف اعضای شورای ولایتی دارند؟ یقیناً که نه.

اما نکته تاسف بار این است که همان طور که فرزاد با رنگ روغنی دیوار خانه شان را خراب کرده بود، طرفداران عده ای از کاندیداها با نوشتن با رنگ روغنی بر روی دیوارهای شهر، چهره شهرمان را خراب کرده اند. هر چند میزان این خرابکاری نسبت به انتخابات های قبلی کمتر شده، ولی متاسفانه هنوز هم وجود دارد.

به امید روزی که فرزاد در یک رقابت واقعی وارد کارزار انخاباتی شود و درست تر تبلیغات انتخاباتی خود را به پیش ببرد.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 7:38 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه شانزدهم تیر 1388

دوباره

دوستان عزیز، به زودی با مطالبی جدید به خدمتتان خواهم بود. متاسفانه در یک ماه گذشته نتوانستم تا مطلب جدیدی را روی این صفحه بگذارم. ولی مطالب جدید، زود تر و متنوع تر از گذشته خواهد بود. 
نوشته شده توسط شعیب تیموری در 6:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم خرداد 1388

آیا انتظارات مردم از کرزی بر آورده شده است؟

حدود هفت سال پیش زمانی که افغانستان ظاهراً از وجود نیروهای مورد حمایت پاکستان (طالبان) پاک گردید، انتظارات زیادی وجود داشت. جامعه بین المللی دست به دست هم داده بودند تا اول طالبان را از بین ببرند، و بعد فکر و چاره ای به جنگ خانمان ساز افغانستان بکنند که تقریباً یک ربع قرن افغانها را به خود مشغول کرده بود. مردم انتظار داشتند تا نیروهای متحجر از میان بروند، نیروهای زبده و تحصیل کرده افغان روی کار آیند، قانون و احترام به قانون جای زور گوئی را بگیرد و وضعیت اقتصادی افغانستان بهتر شود و به اصطلاح لقمه نانی بر دسترخوان مردم پیدا شود. اما چند ماه گذشته از ایجاد اداره انتقالی، ظواهر امر چیزی دیگری را نشان می داد. با این هم در انتخابات ریاست جمهوری که برای اولین بار در افغانستان به شکل دموکراتیک بر گزار می گردید، اشتراک پر شور مردم نشان می داد که مردم هنوز امیدشان را از دست نداده اند. شرکت زنان و مردان کهن سال افغانستان که به سختی تا پای صندوق های رای آمده بودند نشان می داد که چطور این نسل افغان از گذشته بریده است و برای نسل های آینده امید دارد.

افغانستان انتخابات های شورای ملی و شوراهای ولایتی را نیز پشت سر گشتاند و به نوعی توانست ساختار سیاسی دموکراتیک مبتنی بر تفکیک قوا را بوجود آورد. اکنون افغانستان برای دومین انتخابات ریاست جمهوری آماده می شود، انتخاباتی که حد اقل چهار ماه پس از موعد معینه قانون اساسی بر گزار خواهد شد. اهمیت این انتخابات در آن است که برای اولین بار در تاریخ افغانستان، قدرت به شکل دموکراتیک و ذریعه انتخابات از یک رئیس جمهور به دیگری انتقال خواهد کرد. ولی آیا افغانستان توانسته است رشد لازم و قابل انتظار را پس از پنج سال از اولین انتخابات ریاست جمهوری داشته باشد؟

به نظر می رسد که چنین نباشد و حکومت حامد کرزی ناکار آمد تر از آن بوده است که تصورش می رفت. با اینکه پیشرفت هائی نیز در قسمت های مختلف از جمله معارف، صحت، دپلماسی و اقتصاد افغانستان صورت گرفته است، اما این پیشرفت های به حد انتظار نبوده است. بر علاوه، افغانستان کارنامه خوبی در مبارزه با فساد اداری، مواد مخدر و ایجاد قانونمداری نداشته است. افغانستان در میان 180 کشور جهان از نگاه فساد در رتبه 176 قرار دارد و تولید مواد مخدر آن نیز حدود 90 در صد تریاک جهان را تشکیل می دهد.

با این حال، کرزی برای بار دوم کاندید شده است. هنوز معلوم نیست که کرزی برای این بار چه وعده جدیدی خواهد داد که مردم به آن اعتماد کنند و به وی رای بدهند. اما متاسفانه دو دلیل باعث شده است تا کرزی برنده انتخابات آتی به حساب رود. اول اینکه رقبای کرزی اشخاص جدی به شمار نمی روند و دوم اینکه رای دادن در انتخابات هنوز هم رنگ و بی قومگرائی را از دست نداده است. کرزی و هم کارانش در تلاش زیاد اند تا پشتونها را با خود داشته باشند و سایر اقوام را نیز فریب دهند و مثلاً با جلب نظر یکی از رهبران آنها، رای شان را به خود اختصاص دهند.

اما سایر کاندیداها نیز آن طور که عنوان شده خیلی ضعیف نیستند. دکتر عبدالله، اشرف غنی احمدزی و رمضان بشر دوست رقبای اصلی کرزی به شمار می روند و احتمال اینکه انتخابات به دور دوم کشیده شود، خیلی زیاد است. با این حال، معادلات می تواند در آخرین لحظات هم تغییر کند. باید منتظر بود که افغانستان در ماه های آینده آبستن چه نوع حوادثی است.  

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 9:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388

جشن فراغت از دانشگاه

روز خوبی بود. به یاد روزهائی می افتم که سر معلم مکتب ما زمانی که می خواست اطلاعنامه های ما را توزیع نماید، درس خواندن ما را به کار دهقانی تشبیه می کرد که حالا حاصل کشت خود را بر می دارد. امروز نیز همان داستان بود، با تفاوت اینکه رئیس دانشگاه جورج واشنگتن و رئیس فاکولته حقوق کار ما را به کار دهقان تشبیه نمی کردند. مراسم صبح برای تمامی محصلین دانشگاه بود. محل برگزاری مراسم، عالی، نه، خیلی عالی بود. شاید بهتر از آن نمی شد. پارک های پر از سبزه مقابل کانگرس آمریکا که نمای جالبی را بوجود می آورد. هر چند بیم آن می رفت تا باران مراسم را خراب کند، ولی باران هم دلش به رحم آمد و با شروع مراسم، باران متوقف شد. سخنرانان خیلی خلاصه صحبت می کردند، یک خاطره، یک آرزو و تبریکی.

لباس های محصلین هر فاکولته رنگ خاص و متفاوتی داشت، هر چند زمینه همه شان رنگ سیاه بود. تنوع رنگ ها بر زیبائی محفل افزوده بود. همراه دوست خود، بصیر جان یوسفی این سو و آن سو چند قطعه عکس گرفتیم که شاید روزی دوباره به این عکس ها نگاه کنم و یاد این روزها را گرامی بدارم. عکس دسته جمعلی محصلین حقوق هم که سر چهار راه پشت فاکولته حقوق گرفتیم خیلی جالب بود.

مراسم بعد از ظهر، اما خیلی استثنائی بود. استثنائی، بخاطری که دپلوم های ما را توزیع می کردند. همه منظم ایستاده و به ترتیب الفبای حرف اول اسم فامیل داخل ساختمان سر پوشیده ورزشی بزرگی شدیم که برای محفل فراغت در نظر گرفته شده بود. ما در وسط ورزشگاه روی چوکی ها نشسته، و فامیل ها و دوستان محصلین در بالا روی چوکی های تماشاچیان. منظره زیبائی بود. تا حال خبر نداشتم که دانشگاه ما سرود خود را دارد که خیلی هم دلنشین است. بعد از چند سخنرانی کوتاه، مراسم توزیع دپلوم ها شروع شد، و طبق رسم و رواج اول محصلین لیسانس که تعدادشان هم زیاد بود دپلوم های خود را گرفتند و بعد نوبت ما رسید.

تقریباً نیمی از محصلین ماستری حقوق در دانشگاه ما خارجی هستند. وقتی که سوزان کارامانیان، رئیس بحش مطالعات بین المللی فاکولته حقوق اسم های هر محصل را می خواند، متوجه می شدی که چه خوب تنوع ملیت ها در نظر گرفته شده است. از جاپان تا مکسیکو، و از مولداوا تا هند، و البته که از افغانستان هم یک نماینده حضور داشت.

بعد از ختم مراسم، همه عکس یادگاری می گرفتند. آخرش هم که نوبت خدا حافظی بود. خیلی سخت است که با دوستانی که مدت زیادی خوی گرفته ای، یک باره ای جدا شوی. ولی خوب، کاری نمی شود کرد، ولی باز هم جای شکرش باقیست که فیس بوک کارها را ساده کرده و مردم زیادی را با هم متصل نموده است. چند قطع عکس از محفل فراغت را در صفحه فیس بوک خود گذاشتم و تا حالا هم خیلی پیام تبریکی دریافت کردم.

امید دارم بتوانم از دانش و تجربه ای که در آمریکا کسب کرده ام به نفع خود و مردمم استفاده برم و روزی دیگر مراسم مشابهی را تجلیل کنم، آن بار، نه برای ماستری، که بلکه برای دکترا.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 1:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388

سفر رو به آخر است

سال درسی خوبی بود. از همان روزهای اول درس ها عالی، ولی مشکل و پیچیده بود. سیستم درسی آمریکا، به خصوص در دانشگاهای حقوق، سیستم خیلی مفید و موثر است. روزهای اول را در دانشگاه جورج تاون شروع کردم، استقبال خوبی از من صورت گرفت. در درس های عمومی در مورد سیستم حقوق آمریکا اشتراک خوبی داشتم، و متوجه می شدم که آساتیدی که می دانستند من از افغانستان هستم، مرا عمدا بیشتر از دیگران در درس ها مخاطب قرار می دهند. محصلین از جاهای مختلف جهان بودند. از کشوهای همسایه و نزدیک به افغانستان محصلینی از ازبکستان، پاکستان و هند در صنف حضور داشتند که دوستان خوبی هم با من بودند. اکثر محصلین از آمریکای لاتین بودند و بالطبع هسپانوی صحبت می کردند. ولی محصلین خونگرمی بودند، زیاد به پارتی می رفتند، ورزش می کردند و در کل شوخ طبع بودند. در روز فراغت که یک مهمانی هم برگزار شده بود، هر کس لباس سنتی کشور خود را پوشیده بود، و من هم لباس سنتی افغانستان را که خیلی مورد توجه قرار گرفت و زمانی که رئیس برنامه اسم مرا برای گرفتن تصدیقنامه ام صدا کرد، از من به عنوان شیک پوش ترین فرد مجلس یاد کرد!

دانشگاه اصلی ام جورج واشنتگتن بود و باید چند خیابان آن طرفتر می رفتم. قبلاً در آپارتمان زندگی می کردم، و حالا در خانه. کسانی که در خانه جدید با من زندگی می کنند هم از آمریکا هستند و از هم تفاوت هائی دارند. سه نفرشان خیلی صمیمانه هستند، اما یکی شان که از تکزاس است فکر کنم از خودش هم قهر است و همراه هیچ کس صحبت نمی کند و همیشه در اتاق خود است و تمام.

از دانشگاه جورج واشنگتن خوشم می آید. یکی از دانشگاه های خوب آمریکا است و اساتید خیلی خوبی در آن تدریس می کنند. به عنوان مثال استاد حقوق بین الملل ما خودش چندین قضیه را در محکمه بین المللی عدالت دفاع کرده بود و از دولتهای مختلف وکالت کرده است. استاد سرمایه گذاری مستقیم خارجی ما هم در محاکم مختلف حضور داشته و همین طور سایر اساتید. بعضی از اساتید کتابهایی را که درس می دادند را خودشان نوشته بودند و این کتابها در اکثر دانشگاه های حقوق آمریکا تدریس می شود. مواد درسی خیلی زیاد هست و هیج وقت فراغتی پیدا نمی شود. درس را قبل از قبل باید خوانده باشی، و گر نه دنبال نمودن درس در صنف خیلی مشکل است.

من فقط یک صنف داشتم که در آن همه محصلین غیر آمریکائی بودند، در سایر صنوف تقریبا بیش از 80 در صد محصلین آمریکائی بودند. این باعث می شد تا محصلین بین المللی تحت فشار بیشتری قرار بگیرند، چون انگلیسی زیان اصلی شان نمی باشد و رقابت با کسانی که زبان مادریشان انگلیسی هست، خیلی مشکل هست.

نصاب درسی خیلی خوب بود. مضامین مختلفی وجود داشت که حق انتخاب آنها را داشتی، لذا مجبور نبودی مضمونی را که دوست نداری انتخاب کنی. مضامینی را که من گرفتم بیشتر روی حقوق بین الملل و حقوق تجارت و معاملات بین المللی می چرخد. هم چنین لازم بود تا یک رساله را می نوشتم و من هم در مورد مرور قضائی قوانین از نگاه مطابقت آنها با قانون اساسی رساله خود را نوشتم. نمره ای هم که گرفتم خیلی عالی بود، بلند ترین نمره ممکن. راستی، استاد خیلی راضی بود و حتی گفت که مرا یاری می رساند تا رساله را در یکی از مجله های معتبر حقوقی آمریکا به نشر برسانم. 

حالا امتحانات تمام شده، و منتظر جشن فراغت هستم. جشنی بزرگ در پیشروی کانگرس آمریکا که در آن رئیس اجرائیه باراک اوباما هم سخنرانی خواهد کرد. همه چیز منظم هست. لباس مجلس فراغت را فرمایش داده ام و تکت های دعوت را هم دریافت کردم. در نظر دارم چند تن از دوستانم را در جشن فراغت دعوت کنم. اما قبل از آن با دوستم اوگین، خانمش، سیدارت  کارما به آبشارهای نیاگارا خواهیم رفت. فکر کنم گشت و گزار خوبی خواهد بود.

ولی شکایت از آب و هوا هست، هر روز باران می بارد و هیچ امان نمی دهد که برای گردش بروم. امروز با استفاده از توقف چند ساعته باران در بعد از ظهر به باغ وحش واشنگتن رفتم که خیلی باغ وحش بزرگی هست و در آن حیوانات متعددی از چهار گوشه جهان وجود دارد.

فردا هم همراه دوستان خود به موزیم هولوکاست می رویم. راستش، اکثر موزیم ها در واشنگتن بر خلاف دیگر شهرهای آمریکا، رایگان است و تعدادشان هم زیاد است.

تکیت بر گشت به افغانستان عزیر را هم خواهم گرفت. آخر همین ماه به خانواده خواهم پیوست.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 21:17 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388

یک قدم مانده تا آخر

خوشحالم از اینکه امتحان سومم را هم سپری کردم. از ساعت 6:30 تا 9:30 شب سر امتحان معاملات تجارتی بین المللی با قلم و کتاب و نوشته کلنجار می رفتم. هر چند هنوز یک نوشته که نمی دانم می شود اسمش را تزیس گفت مانده است که باید در طی سه روز آینده تکمیل کنم، ولی همینکه دیگر لازم نیست کتاب 1600 صفحه ای بخوانم خرسند خرسندم. راستش درس خوب است، ولی امتحانش نه. شاید هم این گفته های من نشانکر تنبلی من باشد، شاید هم علایم پیری!

بعد از اتمام این کار آخری، ان شاء الله وقت پیدا می کنم تا بیشتر بنویسم. موضوعات زیادی هست که می خوام در موردشان بنویسم، از جمله همین انتخابات پیش روی.

تا بعد بدرود.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 23:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و نهم فروردین 1388

کریکت جهان پشت دروازه های کابل!؟

داستان حماسی و سفر طولانی تیم ملی کریکت افغانستان امروز به نقطه اوج خود رسید. تیمی که یک سال پیش از صفر شروع کرده بود و در بخش پنجم جهانی کریکت قرار داشت، در مسابقات جزیره جرسی انگلستان قهرمان شد، سپس قهرمانی را در بخش های چهارم و سوم در تانزانیا و ارجنتاین هم حفظ کرد و خود را به مرحله اصلی مسابقات راهیابی به جام جهانی رساند. هر چند، اقبال با تیم افغانستان یاری نکرد تا آنها در جمع چهار بهترین تیم برای اولین بار به جام جهانی برسند، اما راه یافتن آنها در جمع شش بهترین نیز چیزی نبود تا جهان کریکت را متحیر نسازد. کشوری که در گیر جنگی خانمان سوز با دهشت افکنان بین المللیست و حتی یک زمین استاندارد کریکت ندارد توانسته است تجربه دیدگان بزرگ کریکت مثل آیرلند، برمودا و اسکاتلند را از پیش روی بر دارد.

پیروزی امروز تیم کریکت افغانستان بر نامیبیا باعث شد تا افغانستان در چهار سال آینده بتواند با تیم های بزرگ جهان در رقابت های یک روزه شرکت کند. رویای روبرو شدن تیم کریکت افغانستان با آفریقای جنوبی، استرالیا و یا انگلستان چیزی نبود که به سادگی بتوان باورش کرد، اما اکنون این رویا به واقعیت تبدیل شده و بازی کنان افغان به این فکر می کنند که چطور با ملتهای بزرگ کریکت جهان مبارزه کنند و حتی بر آنها پیروز شوند. شاید فرا رسیدن روزی که تیم ملی افغانستان بر تیم ملی قدرتمند همسایه خود پاکستان غلبه کند زیاد دور نباشد، اتفاقی که می تواند افغانها را به وجد آورد و به رقص و پایکوبی به جاده ها بکشاند. جالب این است که دست اندرکاران کریکت افغانستان هم ابراز علاقه کرده اند تا از همین حالا با پاکستان روبرو شوند، یعنی جائی که بازی کنان افغان کریکت را از آن آموختند.

ولی حالا تیم ملی کریکت افغانستان باید  خود را به بازی در مقابل هزاران تماشاچی و در مقابل کمره های فلمبرداری ورزشی عادت دهد. بازی های آینده افغانستان از طریق تلویزیون ها به شکل مستقیم پخش خواهد شد و تیم افغانستان باید از انگلستان گرفته تا استرالیا، و از سریلانکا گرفته تا کانادا سفر نماید. هر چند نبود زمین کریکت و امنیت مناسب امید افغانستان را برای میزبانی ملت های بزرگ کریکت، در آینده ای نزدیک از بین برده است، اما شاید دیری نگذرد که افغانها شاهد حضورتیم های استرالیا، انگلستان و یا هند در کابل باشند.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 0:15 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم فروردین 1388

رای دادگاه عالی افغانستان در مورد ابقاء کرزی مطابق با قانون اساسی است

دادگاه عالی افغانستان حکم به ابقاء رئیس جمهور تا اجرای مراسم سوگند رئیس جمهور انتخابی بعدی داد. اما این حکم با مخالفت هائی روبرو شده است. جبهه ملی که مخالفین اصلی کرزی به شمار می رود، این حکم را خلاف قانون اساسی خواند. با این حال، باید گفت که این حکم منطقی ترین تصمیم در شرایط حاضر بوده، و دارای جنبه های حقوقی است که مخالفین نباید از آنها چشم پوشی کنند.

دادگاه عالی مطابق به ماده 121 قانون اساسی عمل نموده است که صلاحیت بررسی مطابقت قوانین را با قانون اساسی و تفسیر آنها را به این ارگان می دهد. عده ای استدلال می کنند که دادگاه عالی صلاحیت تفسیر قانون اساسی را ندارد، در حالیکه این غیر ممکن است که دادگاه عالی صلاحیت مطابقت قوانین را با قانون اساسی داشته باشد، بدون اینکه خود قانون اساسی را تفسیر کند. در این قضیه هم، دادگاه عالی به مانند قضیه اسپنتا، قانون اساسی و سایر قوانین، در اینجا، قانون انتخابات، را تفسیر نموده و حکم نموده است. در واقع اگر دادگاه عالی این صلاحیت را نداشته باشد تا قانون اساسی را تفسیر کند، کدام ارگان دیگری وجود ندارد تا چنین صلاحیتی داشته باشد. این در حالی است که ماده  122قانون اساسی می گوید که هیچ قضیه حقوقی نباید از ساحه صلاحیت قوه قضائیه خارج شود.

 
عده ای هم طرفدار تشکیل لویه جرگه بودند تا در این مورد تصمیم بگیرد. یک تعداد بدین نظر بودند که لویه جرگه قانون اساسی را تعدیل کند، و تعدادی هم به این نظر هستند که لویه جرگه فقط در مورد چهار ماه مورد اختلاف تصمیم گیری کند. اما به سبب اینکه شوراهای ولسوالی ها هنوز انتخاب نشده اند، چنین امری ممکن نیست، زیرا تقریبا 365 تن از اعضای لویه جرگه، روسای شوراهای ولسوالی ها اند. و اگر همان طور که کرزی می گفت که لویه جرگه عنعنوی را بر گزار می کند، چنین مجلسی بر گزار شود، این عمل در تضاد با قانون اساسی قرار دارد که برای عضویت در لویه جرگه شرایط در نظر گرفته است.


جبهه ملی هم طرفدار این بود تا حکومت موقت درست شود، این در حالی است که در قانون اساسی هیچ نوع اشاره ای به حکومت موقت نشده است، و منطقی هم نیست که در صورت موجودیت رئیس جمهور با معاونین انتخابیش، یک شخص غیر انتخابی در راس حکومت قرار بگیرد.

ترس مخالفین از این است که کرزی از امکانات دولتی در انتخابات به نفع خود استفاده برد، این نکته درست است، ولی خود قانون اساسی به رئیس جمهور اجازه داده تا سوگند رئیس جمهور بعدی در راس قدرت باقی بماند، بنا بر این تشویش مخالفین جنبه قانونی ندارد. صرفاً به منظور پیش گیری از سوء استفاده از قدرت توسط کرزی، سیستم نظارتی بر استفاده از منابع دولتی توسط رئیس جمهور باید تقویت گردد، و امکاناتی که در خدمت کرزی هست، باید در خدمت سایر کاندیداها نیز باشد. به عنوان مثال، برای سفر نمودن، تمامی کاندیداها باید از هلی کوپترهای دولتی استفاده کرده بتوانند.

در همین حال، بعضی از خبرگزاری ها اعلان کرده اند که حد اقل یکی از اعضای دادگاه عالی، بهاء الدین بها، از اخذ چنین تصمیمی توسط دادگاه عالی بی خبر بوده است. اگر چنین چیزی درست باشد، حدس بر این است که فقط عده ای از اعضای دادگاه عالی در تصمیم گیری شریک بوده اند، که هر چند قانونی است، چون نصاب تکمیل بوده است، ولی اعتبار دادگاه عالی را به مراتب پائین خواهد آورد.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 18:56 |  لینک ثابت   • 

جمعه سی ام اسفند 1387

نوروزتان مبارک باد

سال 1387 آخرین روزش را سپری کرد و اکنون با روزی جدید، نوروز، سالی نو را آغاز نموده ایم. حلول سال جدید را برای همه تان مبارکباد گفته، آرزوی سالی پر بار و فرخنده برای همه تان دارم. امید دارم سال جدید سال صلح و خوشی برای همه انسانهای روی زمین باشد و مخصوصاً افغانها به آرزوئی که اکثریتشان در سی سال گذشته دلهایشان به آن می تپد، یعنی صلح، برسند و خط بطلانی بکشند به میراث نفرت و جنگ.

نوروزتان خجسته باد!

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 7:56 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387

خانم وبلاگ نویش افغان را که به سرطان مبتلاست خوشحال سازید

این ابتکار یکی از دوستان وبلاگ نویس ما آقای نسیم فکرت بود تا از وبلاگ خانم افغانی را که در آمریکا زندگی می کند و مبتلا به سرطان است دیدن کنیم و با نظر دادن در مورد نوشته هایش به وی امید ببخشیم. وی از عبارت مستعار "خاله جان" به عنوان نویسنده استفاده می کند.

از همه دوستان دعوت می کنم تا به وبلاگ خاله جان سر بزنید و با گذاشتن یک پیام، وی را به زندگی امیدوار سازید.

 http://khalajan.blogspot.com

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 16:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

مشکل تحقیق در مورد مسائل مربوط به افغانستان

وقتی برای برنامه ماستری ام آماده گی می گرفتم، به این فکر بودم که در آخر سال، تحقیقی را که باید انجام دهم در چه مورد باشد. موضوعات مختلفی به ذهنم می رسید. اول در نظر داشتم در مورد چارچوکات حقوقی برای فعالیت شرکتها در افغانستان چیزی بنویسم، ولی بعداً در یافتم که این موضوع خیلی جالب نیست، و حتی خسته کن است. بعداً با یکی از اساتید خود در دانشگاه جورج تاون صحبت کردم، او گفت تا در مورد وضعیت حقوقی زندانیان گوانتانامو بنویسم، ولی وقتی به انترنت مراجعه کردم، متوجه شدم خیلی ها در این مورد نوشته اند. پیش از اینکه سمستر آغاز شود از رسانه ها شنیدم که عبدالسلام ضعیف، سفیر سابق طالبان در اسلام آباد، بر علیه پرویز مشرف که او را به آمریکائی ها سپرده بود در محاکم پاکستانی دعوی خواهد کرد. البته به دلیل اینکه وی دارای مصئونیت دپلماتیک بوده و دولت پاکستان چنین کاری کرده نمی توانسته، اما بعداً محدود بودن موضوع مرا واداشت تا به چیز دیگری فکر کنم. بالاخره تصمیم گرفتم در مورد تجدید نظر قضائی (Judicial Review) در افغانستان بنویسم.

 تجدید نظر قضائی یعنی اینکه صلاحیت بررسی مطابقت قوانین عادی را به قانون اساسی را چه ارگانی دارا می باشد. به علت اینکه در افغانستان تا حال این صلاحیت فقط در یک مورد استفاده شده، تحقیق ساده نبود. به همین خاطر تصمیم گرفتم تا سیستم افغانستان را با سیستم های کشورهای آمریکا و فرانسه مقایسه کنم. استاد رهنمای من هم قبول کرد. وقتی شروع به تحقیق کردم دریافتم که مواد فراوانی در مورد سیستم های فرانسه و آمریکاست، اما در مورد افغانستان، مواد تحقیقی خیلی نادر است. ولی به هر زحمتی که شده، مواد خوب و بدرد بخوری را پیدا کردم. راستش، در این راه یک عده دوستانم هم مرا همکاری کردند. یکی از دوستانم که در لندن است و در مورد سیستم قضائی افغانستان تزیس خود را می نویسد، موادی را که پیدا کرده بود، به من هم فرستاد. همکاران سابقم، از ادارات دولتی و پارلمان بعضی اسناد را اسکن کرده و برایم فرستادند. اما باز هم یک سند مهم را هنوز که هنوز است بدست نیاورده ام.

در نوشته من، تصمیم دادگاه عالی افغانستان در مورد استیضاح وزیر امور خارجه که منجر به ابقاء او شد اهمیت فوق العاده دارد. این در حالی است که کمتر کسی تا حال، نوشته این قضیه را دیده است. در واقع، در افغانستان، تصامیم محاکم زیاد اهمیت ندارد و سایر محاکم مجبور به پیروی از آنها نیستند. از همین خاطر، قاضی همیشه و در هر قضیه به اصل قانون می بیند نه به اینکه محاکم گذشته در آن مورد چگونه فیصله کرده اند. (این اصل در کشور هایی رعایت می شود که دارای سیستم حقوقی رومن ژرمنیک هستند. بر عکس در کشورهای طرفدار کامن لا، تصامیم محاکم قبلی خیلی اهمیت دارد، و به همین خاطر تمام فیصله های محاکم نشر می شوند.) به منظور پیدا کردن این قضیه دست به هر دری زدم. یکی از دوستان با یکی از اعضای دادگاه عالی به تماس شد. خودم به گردانندگان وب سایت دادگاه عالی ایمیل فرستادم، و در نهایت به یکی از وکلای پارلمان که فکر می کردم کاپی این فیصله را دارد ایمیل کردم، اما هنوز که هنوز است، نتوانسته ام موفق شوم.

ولی هنوز امید خود را از دست نداده ام. ولی به هر حال، این قصه طولانی من نشانگر سخت بودن تحقیق در مورد مسائل افغانستان هست. و اینکه نظام قضائی ما هنوز منظم نیست. این در حالی است که تصامیم دادگاه عالی، به عنوان بالاترین مرجع قضائی کشور و به خصوص در مورد مطابقت با قانون اساسی، باید حتماً نشر گردد، تا مردم از آنها با خبر گردند و در تحقیقات و نوشته ها نیز از آنها استفاده به عمل آید. تا اندازه ای کار در قسمت به نظم آوردن نظام قضاء صورت گرفته، به عنوان مثال، قوانین نافذ افغانستان چاپ شده است و هم چنین از طریق انترنت قابل دریافت اند، ولی این تلاش ها به هیچ صورت بسنده نیستند و کارهای خیلی زیادتری باید صورت گیرد.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 23:7 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

وقتی ارزش ها جهانی می شوند: روز عشاق در افغانستان

دنیای کوچکی است، و می بینیم که هر روز هم  کوچک تر می شود. ارزشهای زیادی جهانی شده اند، شاید یکی هم "روز عشاق" باشد. هر چند بزرگداشت این روز در کشورهای اروپائی و آمریکائی رواج داشته، اما کم کم طرفداران زیادی در سایر ممالک به خود پیدا کرده است. افغانستان نیز از این قاعده مستثناء نیست.

شاید رشد روز افزون وسایل ارتباطی در افغانستان باعث شده تا افغانها هر چه بیشتر و بیشتر با فرهنگ و ارزشهای مردم در سراسر جهان آشنائی پیدا کنند. ورود شرکت های مخابراتی مبایل که در این اواخر خدمات انترنتی هم ارائه می کنند، و هم چنین شبکه های تلویزیونی و رادیوئی که با استفاده از فضای ایجاد شده آزادی بیان در افغانستان به موضوعات مختلف اجتماعی می پردازند باعث شده تا موضوعاتی مثل "روز عشاق" مطرح شود و مورد علاقه جوانان افغان قرار بگیرد. وقتی به صفحات انترنت، به وبلاگ ها و یا فیس بوک نظری بیندازی، می بینی که جوانان افغان از این روز می گویند و می نویسند. به هر حال، بزرگداشت از عشق و علاقه، ارزشی است که از هر کجا که آمده باشد، قابل قدر و اهمیت است. عشق و ابراز علاقه، آمریکا و اروپا و افغانستان ندارد، عشق چیزی است که در دل هر کس در هر جای دنیا که باشد هست، شاید فقط شکل و  ابرازش در مناطق مختلف فرق کند

به هر حال، خوب است به همین بهانه تجدیدی کنید بر علاقه و محبت تان به آنهائی را که دوست می دارید. پس عاشقان، روزتان مبارک باد.

 

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 1:8 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387

امروز قاضی بلند پایه ای در کلاس ما مهمان بود

امروز فقط یک کلاس درس داشتم، ولی کلاس بخصوصی بود، چون مهمان مخصوصی داشت. موضوع درس امروز محکمه بین المللی عدالت بود، و استاد ما که خودش یکی از بزرگترین حقوقدانهای آمریکا در حقوق بین الملل است به ما وعده داد که هفته آینده قاضی آمریکائی محکمه بین المللی عدالت را دعوت خواهد کرد تا به صنف آمده و در مورد این نهاد با ما صحبت کند.

آقای توماس بویرگینتال امروز آمد و با چهره ای خنده رو توضیحات ارزنده ای را در مورد محکمه بین المللی عدالت به ما داد. موضوعاتی را که او گفت خیلی جالب بود، چون خیلی رسمی صحبت نمی کرد و موضوعات پشت پرده را می گفت، یعنی چیزهائی که استاد مضمون از آنها اطلاعی ندارد. مثلاً اینکه قضات چطور در مورد یک قضیه پیش خود بحث می کنند، عدم اطلاع قضات از سیستم حقوقی بعضی کشورها و تنوع موضوعاتی که در محکمه مطرح می شود.

زندگی خود او هم جالب است، کسی بوده که در کرواسی به دنیا آمده، اما چون یهودی بوده،  در جریان جنگ دوم جهانی مجبور بوده به آمریکا فرار کند. بعد در آمریکا درس خوانده و در چندین دانشگاه به عنوان استاد حقوق کار کرده است که از آن جمله طولانی ترین مدت یعنی ده سال را در دانشگاه ما (جورج واشنگتن) سپری کرده است. او هم چنان رئیس یا مقام بلند پایه چندین محکمه بین المللی بوده است.

بعد از صحبت های او، محصلین سوالات زیادی از او کردند و او هم به نوبه همه را به نحوی جواب داد.

هر چند تحصیل در خارج از یک طرف آدم را از خانه و فاملیش دور می کند، اما حداقل منابعی را در دست می دهد که در داخل کشور مهیا نیست، حال اگر این دانشگاه در پایتخت آمریکا قرار داشته باشد، که چه بهتر.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 19:48 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم بهمن 1387

افغانستان هتریک کرد: افغانستان به یکی از غول های کریکت دنیا تبدیل خواهد شد

امروز روز خوبی برای کریکت افغانستان است. افغانستان با انجام هتریک پس از قهرمانی در بازی های بخش های پنجم، چهارم و حالا سوم خود را بازی های اصلی راهیابی به جام جهانی کریکت نزدیک ساخته است. افغانستان امروز بازی آخر خود را با تفاوت 82 امتیاز برد تا بالاتر از همه تیم ها در صدر قرار بگیرد و باری دیگر جام این مسابقات را به کابل ببرد. در کنار افغانستان، اوگاندا نیز به عنوان تیم دوم به مسابقات راهیابی قدم گذاشت.
پیروزی افغانستان شاید نقطه عطفی در تاریخ ورزش جهان باشد، زیرا این تیم از نقطه صفر شروع کرد و حالا خود را پشت دروازه های جام جهانی می بیند. وقتی وضعیت نا بسامان افغانستان نیز مد نظر قرار گیرد، اشتیاق برای تشویق ورزش کاران افغان را چند چندان می سازد.
به هر حال، تیم ملی کشورمان با این پیروزی افتخار بزرگ دیگری را به ارمغان آورد و به همان تناسب مسئولیت هایش هم زیاد تر شده است. مرحله اصلی مسابقات سه ماه دیگر در آفریقای جنوبی صورت می گیرد که 12 تیم با هم به رقابت می پردازند و فقط 4 تیم به جام جهانی کریکت راه پیدا خواهند کرد.
مردم افغانستان از تیم ملی کریکت کشورشان انتظار راه یابی به جام جهانی را دارند. آنها دوست دارند روی صفحات بزرگ تلویزیون ها در سراسر جهان، تیم ملی کشورشان را در هر حال بازی با غول های کریکت دنیا ببینند. این همان زمانی است که می شود افغانستان را نیز یکی از غول های کریکت دنیا خواند.
نوشته شده توسط شعیب تیموری در 15:39 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام دی 1387

امروز اوباما جای بوش را می گیرد: "تغییر" در راه است

آمریکا به یقیین که در دوران زمامداری بوش وجهه بین المللی خود را به شکل گسترده ای از دست داده است. جنگ افغانستان، جنگ عراق و حمایت های بی دریغ آمریکا از رژیم اسرائیل که مرتکب جنایات هولناک علیه فلسطینی ها شده است هیچ جای دلخوشی برای مردم دنیا نگذاشته است. با این حال، به نظر می رسد این وضعیت در حال تغییر باشد. استقبال پر شور مردم برلین از سخنرانی باراک اوباما در دورانی که او هنوز یک نامزد ریاست جمهوری بود، نشان می داد که چه تفاوت فاحشی بین تصویری است که مردم از اوباما و بوش دارند.

امروز تاریخ آمریکا ورق جدیدی را در خود خواهد دید، آغازی نو که شاید بشود چهره مغشوش آمریکا را در صحنه بین المللی دوباره ترمیم کرد. امروز باراک اوباما با ادای سوگند ریاست جمهوری عملاً جای بوش را خواهد گرفت. و اما مردم جهان در هر گوشه و کنار دنیا که باشند توقع شان از اوباما بالا است. شاید تصمیم او مبنی بر بستن بازداشتگاه گوانتانامو که بر بد نامی آمریکا در انظار جهانی افزوده است کمک فراوانی به بهبود این چهره خراب کند. با این حال، کارهای زیادی هست که باید صورت بگیرد.

اکثریت مردم عراق از حضور نیروهای آمریکائی در این کشور نا خرسند اند. خروج نیروهای آمریکائی از این کشور هر چند که طبق نظر بوش در مدت سه سال انجام خواهد گرفت، ولی حد اقل مردم این کشور را امید وار خواهد کرد که رئیس جمهور آمریکا در فکر ماندن در عراق نیست.

از سوی دیگر مردم افغانستان انتظارات متفاوتی از اوباما دارند. اوباما قول "تغییر" را داد و در زیر این شعار از تغییر استراتژی های آمریکا در افغانستان به وضاحت یاد کرد. استراتژی هایی که اگر به موفقیت انجامند، مردم افغانستان را بسی خوشحال خواهد ساخت. به راستی هم که بعد از مردم آمریکا، این مردم افغانستان اند که تغییر را باید مشاهده کنند. تغییر در همه چیز. دیگر پاکستان به عنوان یک دوست آمریکا، اعتبار سابقش را از دست داده است و دیگر نمی شود روی آن حساب کرد. حکومت کرزی فاسد تر و بی کفایت تر از آن است که بشود با آن کار کرد و جنگ و نا امنی در افغانستان مردم این کشور را نسبت به آینده خیلی نا امید کرده است.

از هم اکنون نشانه های تغییر به چشم می خورند. تا چند روز دیگر، نیروهای بیشتری از ارتش آمریکا برای مقابله با دهشت افکنان بین المللی و طالبان به افغانستان خواهند رسید، حکومت کرزی از زمانی که مورد انتقاد شدید آقای اوباما قرار گرفت هنوز دست پاچه است و برای پیدا کردن راه و چاره ای خود را به هر در و دروازه ای می زند، هیلاری کلینتون به عنوان وزیر خارجه اوباما انتقاد از حکومت فاسد کرزی را ابراز کرد و ناتو نیز با این گفته ها هم نواست. اسرائیل هم که به تاخت و تاز به غزه آغاز کرده بود شاید از واکنش متفاوت اوباما نسبت به بحران خاور میانه نگران است و به همین خاطر اعلان آتش بس یک طرفه کرده است و نیروهایش را غزه خارج می سازد. این ها همه نشانگر تغییری است که در راه است.

اما گذشته از تغییراتی که در جاهای مختلف صورت خواهد گرفت، آغاز به کار اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا اهمیتی فراوان دارد. تا چند سال پیش فکر اینکه یک سیاه پوست رئیس جمهور آمریکا شود هم گمراه کننده بود، اما امروز همه آن تصورات را از بین خواهد برد.

واشنگتن آراسته شده است، در هوای سرد جشنها دل مردم را گرم نگاه داشته است. کنسرت بزرگ پر آوازه ترین آواز خوانان آمریکائی در محل یاد بود ابراهام لینکیلن که با حضور خانواده های اوباما و بایدن بر گزار گردید شاهد حضور صدها هزار تماشاچی بود. امروز حضور چندین ملیون انسان در محل ادای سوگند باراک اوباما نوید امید در دل مردم آمریکا و دنیا را می دهد و این همه مژده ی یک تغییر است.

با این حال، اوباما بعد از امروز مجبور است تصامیم سختی بگیرد. اقتصاد آمریکا روزهای بد خود را سپری می کند، اوباما وارث دو جنگ از دوران بوش می باشد و هنوز خون مردم غزه که توسط اسرائیلی ها و به حمایت آمریکائی ها کشته شده اند خشک نشده است. اوباما خیلی دقیق و حساب شده باید کار کند. جنگ افغانستان باید به پایان برسد، حساب پاکستان باید یک طرفه شود، باید معلوم شود که پاکستان در نهایت با تروریست هست یا علیه آنها و بر جنایات اسرائیل خط پایان کشیده شود و کشور مستقل فلسطینی پی ریزی شود. این ها همه زمان می خواهند، ولی مردم دنیا امید وار اند اوباما وعده "تغییر"ی را که داده است، عملی نماید.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 23:59 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم دی 1387

آمریکا تنها حامی اعمال ضد بشری رژیم اسرائیل

یکی از اهدافی که بوش برای حمله به عراق مطرح کرد، همانا ایجاد دموکراسی در عراق بود. برای این هدف هزاران سال به خاک و خون کشیده شدند، انسانها شکنجه شدند، منازل مسکونی ویران شدند و هزاران فاجعه دیگر که عراقی ها را از دیدن رنگ و پوست دموکراسی هم بی زار کرد. دموکراسی هر چه با ارزش هم که باشد، نمی شود آنرا با دریائی از خون خریداری کرد. به همین ترتیب، غرب بر دولتهای برما، کوریای شمالی، ایران، روسیه، عربستان سعودی، سودان و غیره غیره به دلیل نقض حقوق بشر  نبود دموکراسی مورد انتقاد قرار می دهد. انتقاد از وضعیت حقوق بشر باید در همه جاها همسان و یکسان باشد، در حالی که چنین نیست، و غرب به رهبری آمریکا از نقض گسترده حقوق بشر در سرزمین های فلسطینی چشم پوشی کرده است.

رژیم اسرائیل در سه روز پی در پی مناطق فلسطینی را با تانک و توپ و هوا پیما مورد حمله قرار داده اند. بهانه اسرائیل برای این اقدام، دفاع از شهروندان غیر نظامی یهودی یاد کرده است که احتمالاً در اثر پرتاب موشک های ساده و دست ساز حماس زخمی می شدند. بیش از سیصد تن در سه روز گذشته که بیشتر اعضای پولیس و غیر نظامیان بوده اند در باریکه غزه به شهادت رسیده اند.  در حالی که به هیچ صورت کشتار مردم، حتی اینکه پولیس باشند، غیر قابل پذیرش است. هزاران نفر در کشورهای مختلف جهان علیه این اقدام اسرائیل دست به تظاهرات زده و انزجار خود را نسبت به اعمال اسرائیل نشان داده اند. با این حال، دولت آمریکا هم چنان چشم بسته به حمایت خود از اسرائیل ادامه داد و گفت که اقدامات اسرائیل به منظور دفاع از شهروندانش قابل توجیه اند.

در این صورت، حقوق بشر را چه منزلتی می توان داد؟ چه احترامی به حقوق بشر از سوی رژیم اسرائیل صورت گرفته است؟ چه احترامی به حقوق بشر از سوی آمریکا صورت گرفته است؟ آیا این همان رژیمی بود که غرب به کشورهای خاور میانه توصیه می کرد تا از دموکراسی و احترام به حقوق بشر آن الگو بگیرند؟

حکومت اوباما باید بیشتر متوجه حساسیت ها باشد و کورکورانه مثل حکومت بوش از اسرائیل حمایت بی دریغ ننماید. این نوع حمایت از یک رژیم تروریست، آبروی از دست رفته آمریکا را در صحنه بین المللی به شکل اولی آن بر نخواهد گشتاند. مردم آمریکا و جهان از اوباما توقع و انتظارات زیادی دارند. با این حال، اگر اوباما هم چنان استراتژی بوش را در قبال اسرائیل ادامه دهد، یقیناً که حمایت مسلمانان را در قدم اول از دست خواهد داد و با همان سرافکندگی که بوش در آخر دوره ریاست جمهوری اش مواجه شد، وی نیز چیز کمتری نخواهد دید.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 15:38 |  لینک ثابت   •